السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
469
تفسير الميزان ( فارسي )
« وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ » « 1 » است ، و ظاهرش اين است كه لام در آن براى جنس باشد ، پس مراد از « الليل » مطلق و همه آخر شبها است . و بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از آن شب مزدلفه است ، كه همان شب عيد قربان است ، كه حاجيان از عرفات وارد مزدلفه مىشوند ، و در آنجا همگى به عبادت خدا مىپردازند ، تا صبح شود ، آن گاه از آنجا به منى كوچ مىكنند . ولى اين وجه صحيح نيست ، و مخصوصا بنا بر اينكه مراد از شبهاى ده گانه ، دهه اول ذى الحجه باشد درست در نمىآيد ، چون شب مزدلفه هم جزو آن ده شب است ، كه بدان سوگند ياد شده ، ديگر معنى ندارد به آن سوگند خورده باشد . * ( « هَلْ فِي ذلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ » ) * - آيا اين سوگندها براى هر صاحب خرد كافى نيست ؟ يعنى كافى است ، و صاحب عقل كه معناى سخن را مىفهمد ، و حق را از باطل تميز مىدهد ، كه وقتى خداى تعالى به چيزى سوگند خورد با در نظر داشتن اينكه سوگند را به چيزى مىخورند كه داراى شرافت و منزلتى باشد ، يقين مىكند كه آنچه به خاطرش سوگند خورده حق است ، آن هم حقى مؤكد ، كه جاى هيچ ترديدى در درستى آن نيست . جواب قسمهاى مذكور حذف شده ، چون آيات بعدى كه از عذاب اهل طغيان و كفران در دنيا و آخرت و ثواب نفوس مطمئنه خبر مىدهد ، بر آن دلالت داشته مىرساند كه : سوگندها براى اثبات اين معنا بوده كه خداى تعالى به بعضى از خلائق نعمت مىدهد ، و از بعضى ديگر دريغ مىدارد ، همه براى امتحان است ، و حذف اين جواب و اشاره به آن هم به طور كنايه رساتر است ، و هم در باب تهديد و انذار و بشارت مؤكدتر است . * ( « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ » ) * منظور از « عاد » قوم عاد اولى است ، كه امت هود پيامبر بودند و داستانشان در قرآن كريم مكرر آمده ، و اشاره شده به اينكه آنان در احقاف مىزيستند ، و ما در تفسير سوره هود آنچه را كه از آيات كريمه قرآن در باره آنان استفاده مىشود ذكر كرديم . * ( « إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ » ) * كلمه « عماد » كه جمعش عمد مىآيد به معناى پايه اى است كه ساختمان بدان تكيه دارد .
--> ( 1 ) و شب هنگامى كه پشت مىكند . سوره مدثر ، آيه 33 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 121 .